انسان ذاتاً داراى كرامت است، ايمان به خداوند و عمل به آن،همواره ملاك تشخيص يك انسان متعالى و رشد يافته است. خداوند در آيه 13 سوره حجرات بيان مىدارد «إن أكرمكم عندالله أتقاكم» بىگمان گرامىترين شما نزد خداوند، پرهيزگارترين شماست» بنابراين آيه شريفه، تنها عاملى كه سبب برترى و كرامت بيشتر در نزد خداست، همان تقوا و ترس از اوست. تقوا نهتنها انسان را نزد خداوند محبوب مىكند؛ بلكه او را به مقام برترى مىرساند.
قائد شهيد فرمودند: «اگر زنان در يك حركت، حضور پيدا كنند، يك حضور جدى و آگاهانه و از روى بصيرت، آن حركت به طور مضاعف پيشرفت خواهد كرد.» (از بيانات رهبر شهيد در ديدار شركتكنندگان در اجلاس جهانى زنان و بيدارى اسلامى – 11/04/1391)
زنان مسلمان ايرانى امروز مانند سرو تكيهگاه شدند براى مردانشان و همانند افرا سايهبان شدند؛ براى فرزندانشان، زنان بايد به خود افتخار كنند، اين شبها، آنها هستند كه چراغ خيابان را روشن نگه مىدارند، خيابانها به وسيله آنان آذين شده و مىدرخشد. زن ايران اسلامى با باورهاى عميق و ريشهدارش طرحى نو در حيات اجتماعى رقم زد و انگشتهاى حيرتآميز و نگاههاى تحسين برانگيز را به سمت خود متوجه كرد.
اين زن، ميدان را شناخته و مدبرانه توانست نقطه كنش مؤثر خود را يافته و شكلى جديد از تمدن را رقم زند. حضور بانوان امروز در خيابان، فراتر از يك حضور معمولى است؛ نمادى از همبستگى ملى. زنان و دختران اين مرز و بوم، با حضورى آگاهانه و پرشور، ثابت كردند كه مقاومت، مخصوص مردان نيست. آنها با قدمهاى محكم، در كنار برادران، پدران و همسران خود راه پيمودند تا بگويند در مسير پاسدارى از آرمانها، تفاوتى ميان جانفدايان نيست و خيابان، صحنه حضور تك تك افراد جامعه است.
رهبر شهيد مىفرمايند: «زن در خانواده يك وقت در نقش همسرى ظاهر میشود، يك وقت در نقش مادرى ظاهر میشود؛ هر كدام يك خصوصيتى دارند. در نقش همسرى، زن در درجه اول مظهر آرامش است: و جعل منها زوجها ليسكن اليها؛ (اعراف/189) چون زندگى تلاطم دارد؛ مرد در اين درياى زندگى مشغول كار و تلاطم است؛ وقتى به خانه مىآيد، احتياج به آرامش دارد، احتياج به سكينه دارد. اين سكينه را زن در خانه ايجاد میكند؛ ليسكن اليها؛ يعنى مرد در كنار زن احساس آرامش كند؛ زن مايه آرامش است.» (بيانات قائد شهيد در ديدار اقشار مختلف بانوان -14/10/1401)
در صدر اسلام، دومين فردى كه به دين اسلام گرويده است، زن است. حضرت خديجه(س) همسر پيامبر اکرم (ص) كه در همگامى و همراهى با آورنده پيام و پشتيبانى خصوصاً مالى و پيشبرد اهداف عاليه آن حضرت نقش بارز و برجستهاى داشته است، مورخان صدر اسلام نام بلند حضرت خديجه(س) را به عنوان نخستين بانوى ايمان آوردنده به رسول خدا(ص) ثبت كردهاند. حضرت خديجه(س) زنى توانمند در عرصه اقتصادى مكه بود، در مدت زندگى مشترك با محمد(ص) با درك شرايط خاص نبوت، به عنوان اولين زن تصديق كننده توحيد، بدون تعلل به رسول خدا(ص) گرويد و تمامى ثروت خود را در اختيار نهضت نوظهور الهى قرار داد.
پيـامبر(ص) و خديجه(س) جداى از بعد معنوى و الهى كه الهام از وحى بود، به عنوان يك زوج مشـترك زندگى عارفانهاى با هم داشتند و شديداً مونس و انيس يك ديگر بودند. خديجه(س) پيامبر(ص ) را به خوبى درك كرده بـود. زمانى كه پيامبر با بارى از غم و اندوه مشكلات پا به منزل مىگذاشت، خديجه(س) نهتنها به عنوان يك همسر بلكه بـه عنوان تنها كسى كه میتوانسـت رسول خدا (ص) را درك كند، همراه و همدل پيامبر بود.
الگوى زنان امروز ما حضرت خديجه(س) است، لذا مردان ما با آرامش و خاطرى آسوده، خانه را ترك مىكنند و به ميدان قدم مىگذارند. امروز اين بانوان هستند كه مردان را به حضور در خيابانها تشويق مىكنند، آنان را به ميدان اعزام مىكنند، دست كودكان خود را مىگيرند در حالى كه در دست ديگر فرزندانشان، پرچم پرافتخار ايران اسلامى است به خيابان مىآورند تا از ولايت و كشور دفاع كنند.
رهبر شهيد فرمودند: «وظايف متقابل زن و مرد نسبت به يكديگر مختلفند، اما تعادل وجود دارد. شارع مقدس در قرآن در سوره بقره میفرماید: «و لهن مثل الذى عليهن بالمعروف؛ (بقره/228) آن مقدارى كه حق براى آنها هست، همان مقدار حق، عليه آنها هست، يعنى بر آنها هست. يك چيزى متعلّق به آنهاست، به همان ميزان يك چيزى متعلّق به طرف مقابل است، [يعنى] بر دوش آنها و تكليف آنها است. يعنى هر وظيفهاى كه به كسى محول شده، در قبالش يك حقّى وجود دارد. هر امتيازى به هر كدام داده شده، در مقابلش يك وظيفهاى وجود دارد؛ تعادل كامل». (بيانات قائد شهيد در ديدار اقشار مختلف بانوان -14/10/1401)
خداوند در تقسيم نقشهاى خانوادگى و اجتماعى، زنان را بـراى نقـش پنهان برگزيده است؛ همانگونه كه برخى بندگان برگزيده خـود را در چنين جايگاهى نهاده است مانند نقش حضرت خضر(ع) و حضرت موسى(ع)، پنهان بودن نقش انسانى كه از جانب خدا مأمور است، نهتنها از ارزش و اثر نقـش او نمیكاهد، كه در مواردى ارزشمندتر و مؤثرتر است. ياد كرد خداوند از زنان در آيات احكام اجتمـاعى و خانوادگى با ضمير غايب، براى اشاره به نقش پنهان آنان در اين عرصه است.
مطالعه داستان برگزيدگان الهى در قرآن نشان میدهد كه همه اين بندگان برگزيده كه رسـالت و مأموريتى الهى بر دوش و در سرنوشت مردم و جامعه نقش داشتهاند، جايگاه شـناخته شده اجتماعى نداشتهاند و از سوى خداوند آنچنان واضح به مردم معرفى نشدهاند؛ يعنى در يك نگاه كلى میتوان از دو نوع و دو شكل رسالت و مأموريت اجتماعى سخن گفت: رسالت آشكار و مشهور و رسالت پنهان و ناشناخته كه هر دو در سرنوشت انسانها نقش ايفا میكند.
قائد شهيد نگاه انقلاب اسلامى به زن را برگرفته از مبانى اسلامى مىدانند، ايشان فرمودند: «در انقلاب اسلامى و در دفاع مقدس، زنانى ظهور كردند كه مىتوانند تعريف زن و حضور او در ساحت رشد و تهذيب خويش، و در ساحت حفظ خانه سالم و خانواده متعادل و در ساحت ولايت اجتماعى و جهاد امر به معروف و نهى از منكر و جهاد اجتماعى را جهانى كنند و بنبستهاى بزرگ را درهم بشكنند.» (پيام رهبر شهيد به كنگره هفت هزار زن شهيد كشور -1391)
امروز زن ايرانى علاوه بر نقش خانوادگى در كنار مردم و جامعه براى آرمانهاى بزرگتر ايستادگى مىكند. ما شاهد حضور جمعيت انبوهى از زنان و كودكانى هستيم كه زير موشكبارانها و مخاطرات فرياد ضد استكبارى در خيابان سر مىدهند و جهاد تبيين و نقشآفرينى خود را در روايتگرى اجتماعى ايفا مىكنند و اينها در زمانى انجام مىشود كه جنگ رسانهاى و فرهنگى براى تضعيف او در جهان بيكار ننشسته است. اين ميداندارى پررنگزنان در جنگ با صهيونيست، نشانه پويايى زنان براى صيانت از ارزشها، بصيرت اجتماعى، مسئوليتپذيرى و پايبندى به آرمانهاى انقلاب اسلامى است و اينجا نشان مىدهد كه آنان از مادرشان حضرت خديجه كبرى و حضرت زهرا (سلامﷲ عليهما) الگو مىگيرند و دوشادوش مردان در ميدان با نامى ديگر با عنوان حضور در خيابان قرار مىگيرند.
زنان ايرانى همواره در بزنگاههاى تاريخى نقشآفرين بودهاند و امروز نيز در كنار مردان، در خط مقدم جبهه فرهنگى و اجتماعى حضور دارند؛ آنان علاوه بر نقشآفرينى مستقيم، تربيتكننده نسلى مؤمن، مقاوم و انقلابى هستند. آمادگى، بصيرت و حضور آنان در صحنه نقشى تعيينكننده در تقويت جبهه داخلى و پشتيبانى از جبهه مقاومت دارد. خيلىها تصور مىكردند به محض بروز جنگ، ايرانىها مانند كشورهاى غربى به فروشگاهها حملهور مىشوند. اما اين زنان بودند كه آرامش اقتصادى را در كشور به وجود آوردند، اين آرامش مديون زنانى است كه با مديريت منابع خانوار، از هجوم به فروشگاهها جلوگيرى كردند. زنانى كه مديريت اقتصادى منزل را با تدبير و انديشه برنامهريزى و عمل كردند و خريد مايحتاج را به صورت عادلانه در صورت نياز بدون دخالت هرگونه احساس انجام دادند.
زنان و مادران ايران اسلامى در جنگ تحميلى با رژيم صهيونيستى در صف مقدم مبارزه معنوى، روانى و اقتصادى قرار گرفتند و آنان نهتنها نقش پشتيبان در پشت جبهه را ايفا كردند بلكه در شيوهاى مستقيم و فعال، به دفاع از روح و جان جامعه پرداختند و با شهامت، تدبير و همدلى كه جلوهاى از مقاومت و حمايت جمعى بود، در كنار ايثار مردمى، نمادى از همبستگى ملى به نمايش گذاشتند.
خداوند در قرآن مىفرمايند «الرّجال قوّامون على النّساء بما فضّل اللّه بعضهم على بعض وبما أنفقوا من أموالهم (نساء /34) مردان، كارگزاران و تدبيركنندگان [زندگى] زنانند، به خاطر آنكه خدا مردان را [از جهت توان جسمى، تحمل مشكلات و قدرت روحى و فكرى] بر زنان برترى داده، و به خاطر آنكه [مردان] از اموالشان هزينه زندگى زنان را به عنوان حقّى واجب مىپردازند.»
آيه يادشده كه ممكن است شـائبه برترى مطلـق مـرد را بـر زن برساند، حـاكى از نـوعى تقسيمپذيرى مسئوليتهاست كه از يكسو وظيفه حمل و نگهدارى و تربيت فرزنـد را بـرعهده زن سپرده و از سويى مسئوليت سنگين مراقبت، حفاظت و تأمين نيازهاى معيشتى و اقتصادى خانواده را بر دوش مرد نهاده است مراد از برترى مـورد اشـاره آيـه، برترى نـزد خداوند و در ترازوى قرب الهى نيست؛ بلكه مراد تفوق بـر جـنس ديگـر اسـت از جهـت صـبر و تحمل و استقامت در برابر مشكلات كه امرى است تكوينى و انكارنشدنى و مرد به سبب آن، بـه امر خدا، اولويت اداره امور خانواده را نسبت به زن يافته و بر اين اساس زندگى اجتماعى جريان يافته است. در معناى قواميت، هيچ نوع فروكاستنى از كرامت انسانى زن ديده نمیشود و هر كه آن را به سلطهگرى بر زن و اجحاف در حق او و دخالت در امورى كه بيرون از رابطه زناشويى است تفسير كند، برخلاف نظرى است كه خداوند تبارك و تعالى فرموده است.
بانوى ديگر كه به عنوان الگوى زن مسلمان ياد مىشود، حضرت فاطمه زهرا (س) است كه در تاريخسازى نوع بشريت، دفاع از ولايت و تولّى و تبرّى داشتن با محوريت توحيد و نبوت و امامت، رنگى به وسعت تمامى افلاك دارد، آنقدر پررنگ كه در يادداشتها و كتابها و ... نمىگنجد. ايشان سرور زنان عالم است؛ اين مقامى است كه هيچ يك از زنان ديگر به آن نرسيده است. خطبه فدكيه كم از خطبههاى نهجالبلاغه ندارد. اين توان خطابه به دليل دانش و توان بالاى حضرت فاطمه(س) است كه در بزنگاه براى دفاع از حق جلوه مىيابد.
حضرت على(ع) مىفرمايد: «فاطمه هيچگاه مرا به خشم نياورد و از فرمان من سرپيچى نكرد و هرگاه كه به او مىنگريستم نگرانىها و غمها از من زدوده مىشد. او هيچگاه مرا ناراحت نكرد.
حضرت فاطمه(س) الگو براى همه دورانهاست و امروز هم شخصيت ايشان قابل الگوبردارى است؛ براى بانوان قبل از انقلاب كه توانستند شيربچههاى انقلابى و پاى كار دفاع مقدس را تربيت كنند و امروز بانوان با الگو قرادادن زندگى ايشان مىتوانند در زندگى به موفقيتهايى برسند. روشن است كه موفقيت مردان در عرصههاى مختلف اجتماعى، اقتصادى و ... در گرو آسودگى خاطر و آرامش روحى و روانى است. اين قاعده حتى در حيطه وظايف فردى مرد، نيز جارى است، مانند تحصيل علم، عبادات فردى و ... پس زنان در اين زمينه، مسئوليت ويژهاى دارند و بايد با درك موقعيت و روحيات همسرشان، آنها را در اين امور يارى رسانند. اگر زنان در نقش همسرى، مادرى، مربى و ديگر مسئوليتهاى سياسى و اجتماعى نقش خود را به خوبى ايفا كنند، میتوانند توطئههاى دشمنان را عليه اسلام خنثى نموده و زمينه را براى ظهور سريعتر فراهم آورند و امروزه زنان ايران اسلامى اين نقش و مسئوليت را به خوبى ارائه نمودند و آنان مشوق حركت مردان در ميدان و خيابان هستند. اين زنان هستند كه پشتيبان و تكيهگاه مردان بعد از خداوند در پشت لانچرها مىباشند مردى كه با طيب خاطر كودكان خود را به دست زنى مىسپارد كه مىداند فردا آن كودك، سربازى خواهد بود كه از كشور اسلامى و ولايت دفاع خواهد كرد.
انتهای پیام